ابوذر علیزاده

گاهی زندگی حوادثی را پیش روی ما میگذارد که در نگاه نخست، ناعادلانه به نظر میرسند. در این لحظات دل میلرزد و امید رنگ میبازد. با این وجود، در دل هر رنجی، درسی نهفته است؛ در هر زخمی پیامی برای بیداری و فرصتی برای نگاهی روشنتر به کائنات است.
نبرد با ناامیدی با رمانی تامل برانگیز
«افسر لبخندی میزند و بر میگردد. سپس در اتاق را میبندد. کلانتر هنوز نمیتواند باور کند که شخصی مانند حبیب که تمام مدت او را به عنوان یک انسان واقعی میشناخت، در حقیقت رباتی از جنس تکنولوژی باشد. هر کلمهای که از دهان احمد و نورا خارج میشود، بیشتر او را گیج میکند.
با نگرانی و تردید میگوید: «شما مطمئن هستید که او یک آدم نیست، بلکه یک ربات است؟ ادوارد حدود چهار شبانه روز با او زندگی کرده است و میگوید که حبیب یک پیرمرد باسواد و قوی است. چگونه او در این روزها متوجه نشده است که حبیب یک ربات است؟ از طرفی، نیروهای ما وقتی گزارش مرگ او را به من دادند، هیچ اشارهای به ربات بودن او نکردند».
بخشی از کتاب «سایهای از حبیب، نبرد با ناامیدی» را میخوانید که آقای «ابوذر علیزاده» آن را برای سنین بزرگسال نوشته و «انتشارات ارشدان» نیز آن را چاپ و منتشر کرده است.
درباره مولف:
آقای «ابوذر علیزاده» در سال هزار و سیصد و شصت متولد شده و ساکن تهران می باشد. وی دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق الکترونیک است. او به منظور کمک به درمان افسردگی قلم به دست گرفته و کتاب حاضر را نوشته است و در پاسخ به این سوال که چه کتابی را برای مطالعه پیشنهاد میدهد، به مخاطبان خواندن هر کتابی که در دسترس است را توصیه می کند. نویسنده این رمان را تلفیقی از درام روانشناختی، فلسفه، عشق و آیندهپژوهی؛ داستانی عمیق دربارهی امید، مسئولیت و نجات روح انسان در عصر ماشینها، توصیف میکند.

آقای «ابوذر علیزاده» با بیان خلاصه ای از کتاب خود، آن را اینگونه معرفی می کند:
«سایهای از حبیب: نبرد با ناامیدی» رمانی تأملبرانگیز و چندلایه است که مرز میان انسان، ایمان و فناوری را به چالش میکشد. داستان از عراقِ تحتسلطهی استبداد آغاز میشود؛ جایی که صالح، مردی در آستانهی خودکشی، با تکیه بر ایمانی عمیق از سقوط نجات مییابد. سالها بعد، تصمیم او برای فرستادن دخترش نورا به آمریکا، سرآغاز زنجیرهای از رویدادهاست که سرنوشت انسانهای بسیاری را به هم گره میزند.
نورا، روانپزشکی موفق در سانفرانسیسکو، در جهانی زندگی میکند که شبکههای اجتماعی و هوش مصنوعی با سرعتی هراسانگیز ذهن انسان را تسخیر میکنند. او با نگرانی از فرسایش خاموش روان بشر، به همراه همسرش احمد دست به ابداعی جسورانه میزند: طراحی یک ربات درمانگر، نه بهعنوان ماشین، بلکه بهمثابه دوستی وفادار برای انسانهای درگیر افسردگی.
ورود «ادوارد»، جوانی غرق در ناامیدی، داستان را به اوج میرساند. مسیر درمان او، از پل گلدنگیت تا جنگلهای بکر کالیفرنیا، با ظهور شخصیتی رازآلود به نام «حبیب» دگرگون میشود؛ مردی که داناییاش فراتر از زمان است و آرامشش پرسشبرانگیز. اما حقیقت حبیب، و پیوند شگفتانگیز او با تاریخ، ایمان و هوش مصنوعی، خواننده را با پرسشی بنیادین روبهرو میکند: آیا میتوان با فناوری، انسان را از یأس نجات داد؟
اخبار مرتبط

ابراهیمیدینانی: سید جلالالدین آشتیانی بسیاری از کتابهای مرده را زنده کرد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شب سید جلالالدین آشتیانی شامگاه یکشن...

جلیسه: تحلیل نتایج جایزه کتاب سال در کیفیسازی تولیدات مغفول مانده است
ه گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نشست خبری سی و چهارمین دوره جایزه کتاب سال ج...

معرفی نامزدهای کتاب سال در گروه «هنر»
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از روابط عمومی خانه کتاب، از مجموع 2...

غزلخوانی محمدعلی بهمنی در کتابفروشی چتر
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) مراسم غزلخوانی محمدعلی بهمنی، شاعر شن...

عدم پذیرش فروش آنلاین کتاب های دیگران
فروش آنلاین کتاب های انتشارات های دیگر در ارشدان انجام نمی شود.
...
قرارداد همکاری ارشدان و رایامارکتینگ
قراردا همکاری بین شرکت رایامارکتینگ و انتشارات ارشدان منعقد شد.
...